Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرما خوردن

تلفظ بین المللی : /sarmˈɑ xˈordan/ تلفظ :‌ [saRm'A x'oRdan]
فرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • سرمه خوردن
  • سرما خوردگی معمولی
  • زکام (سرما­خوردگی)
  • سرپا خوردن
  • سرماخوردگی
  • سرماخوردگی حیوانات
  • حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
  • سری تو سرها در اوردن
  • سرماخوردگی کودکان
فرهنگ فارسیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

فرهنگ فارسی

( مصدر ) متاثر شدن از سرما زکام کردن

مترادف و متضاد

زکام‌شدن، چایمان کردن

واژه نامه بختیاریکا

سَرده کردن

کلمات مرتبط

  • سرمه خوردن
  • سرما خوردگی معمولی
  • زکام (سرما­خوردگی)
  • سرپا خوردن
  • سرماخوردگی
  • سرماخوردگی حیوانات
  • حال کسی را جا یا سرجا یا سرجایش اوردن
  • سری تو سرها در اوردن
  • سرماخوردگی کودکان
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات