کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : سردوز
تلفظ بین المللی :
/sˈarduz/
تلفظ :
[s'aRduz]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زنگ زدگی سرسوزنی
سروز
سروزن
سلدوز
سردزک
سردوشی
سردوله
سرسوزن
سرموزه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
سردوز. [ س َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از افساره و سرآخور. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
نوعی از افسار و سر آخور
کلمات مرتبط
زنگ زدگی سرسوزنی
سروز
سروزن
سلدوز
سردزک
سردوشی
سردوله
سرسوزن
سرموزه
نظرات