معانی کلمه : سلدوز
لغت نامه دهخدا
سلدوز. [ س ُ ] (اِخ ) امیرچوپان سلدوز یکی از امرای مغولی بسیار مهم دوره ٔ غازان خان است که در زمان الجایتو امیرالامرایی داشت و دختر ایلخان دولندی را در ازدواج آورد و حیثیت و پایه ٔ او بمقامی بود که اولجایتو در بستر مرگ پسر خود ابوسعید را به امیرچوپان سپرده بود. (از تاریخ عصر حافظ ص 17).
فرهنگ فارسی
بخشی تابع شهرستان رضائیه ( آذربایجان غربی ) واقع در جنوب شرقی رضائیه . هوای آن معتدل محصول غلات توتون چغندر قند حبوبات و برنج میباشد . جمعیت بخش حدود ۲۴۱٠٠ تن است .
نام یکی از بخشهای تابع شهرستان رضائیه .
نام یکی از بخشهای تابع شهرستان رضائیه .
فرهنگ اسم ها
اسم: سلدوز (پسر) (مغولی)
معنی: نام یکی از امرای مغول در دوره غازان خان
معنی: نام یکی از امرای مغول در دوره غازان خان
