Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سرسوزن

تلفظ بین المللی : /sarsˈuzan/ تلفظ :‌ [saRs'uzan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • سرسوزن دندانپزشکی
  • میلۀ سرسوزن
  • زخم بقدر سرسوزن
  • سرنگ دو سرسوزن
  • زنگ زدگی سرسوزنی
  • سروزن
  • سوسوزن
  • سوسوزنی
  • شمارگر سوسوزن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

سرسوزن. [ س َ رِ زَ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) کنایه از مقدار قلیل. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) :
گر افتد بر ایشان به سرسوزنی
دهن را گشایند چون روزنی.
نظامی.

فرهنگ فارسی

کنایه از مقدار قلیل .

دانشنامه عمومی

سرسوزن بخش فلزی روی سرنگ است که تیز بوده و به راحتی داخل بافت بدن نفوذ می کند. میان سرسوزن خالی می باشد که دارو (اغلب آمپول یا سرم و ویال) از طریق آن به بدن تزریق می شود.مرحله تزریق و ساخت اجزا پلاستیکمرحله تولید کانولا (برش تیوب، برس، سنگ زنی، شست وشو و پلیسه برداری) از گیج ۱۴ تا ۳۲ براساس استاندارد ملی ۳۹۷۹مونتاژ (قرارگیری هاب (دهانه) بر روی فیکسچر، کانولا گذاری، چسب زنی، خشک کردن چسب، تست انسدا...

کلمات مرتبط

  • سرسوزن دندانپزشکی
  • میلۀ سرسوزن
  • زخم بقدر سرسوزن
  • سرنگ دو سرسوزن
  • زنگ زدگی سرسوزنی
  • سروزن
  • سوسوزن
  • سوسوزنی
  • شمارگر سوسوزن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات