سرخانه . [ س َ رِ ن َ / ن ِ ] (ترکیب اضافی ، ص مرکب ) متعلق به خانه . || خصوصی .- حمام سرخانه ؛حمام خزانه ای که سابقاً در خانه وجود داشت خاص مکنت داران .- خیاط سرخانه ؛ خیاط خصوصی .- داماد سرخانه ؛ دامادی که در خانه ٔ پدر و مادر عروس بماند.- معلم سرخانه ؛ معلمی که برای تعلیم شاگرد به خانه ٔ پدر و مادر او میرود برای درس دادن او....
فرهنگ معین
(سَ نِ یا نَ ) (ص مر. ) ۱ - کمال هر چیز، حد نصاب . ۲ - آواز بلند. ، داماد ~دامادی که در خانة پدر و مادر عروس زندگی کند.
دانشنامه آزاد فارسی
سَرْخانِهاز اصطلاحات موسیقی قدیم ایران. نام بیتی که در آخر خانه ها (بیوت) برخی تصانیف تکرار می شده است. همچنین به معنای آواز بلند است هم چنان که میان خانه آواز متوسط است. نیز یکی از قسمت های تصانیف قدیم که از آن به منزلۀ جملۀ ترجیع یا به اصطلاح امروزی تِم بازگشت می توان یاد کرد.wikijoo: سرخانه...
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - کمال هر چیز حد نصاب : [[ در سر خانه زود است ]] . ۲ - آواز بلند . یا داماد سر خانه . دامادی که در خانه پدر و مادر عروس زندگی کند . متعلق بخانه یا خصوصی