معانی کلمه : سرخان
لغت نامه دهخدا
سرخان . [ س َ ] (اِخ ) دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل . (فارسنامه ٔ ناصری ).
فرهنگ فارسی
دهی است چهار فرسخ در جنوب مشرق شمیل
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
۱اسب سفید ۲نام اسب یا قاطر حنایی رنگ
/serKhaan/ اسب سفید - نام اسب یا قاطر حنایی رنگ
