معانی کلمه : سرتیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
( ~ . ) (ص مر. ) زود خشم ، تندخو.
فرهنگ فارسی
تیز مغز مردم تیز مغز
( صفت ) آنچه که دارای نوک تیز باشد ( مانند شمشیر مژگان خوبان ) .
( صفت ) آنچه که دارای نوک تیز باشد ( مانند شمشیر مژگان خوبان ) .
دانشنامه عمومی
سرتیز، روستایی است از توابع بخش مرکزی و در شهرستان پیرانشهر استان آذربایجان غربی ایران.
این روستا در دهستان منگور غربی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۹ نفر (۵ خانوار)بوده است.
این روستا در دهستان منگور غربی قرار داشته و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن ۳۹ نفر (۵ خانوار)بوده است.
wiki: سرتیز
مترادف و متضاد
thorn (اسم)
تیغ، خار، سرتیز، شوک
arrowhead (اسم)
پیکان، نوک پیکان، سرتیز
arrowy (صفت)
تند، سرتیز، پیکانی، تیر مانند، تیردار، سهمی
