معانی کلمه : ستیز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جنگ وجدال.
۲. دشمنی و سرکشی، ناسازگاری، کشمکش.
۳. لجاج، عناد.
۲. دشمنی و سرکشی، ناسازگاری، کشمکش.
۳. لجاج، عناد.
فرهنگ معین
(س ) (اِ. ) ۱ - جنگ . ۲ - ناسازگاری ، لجاجت . ۳ - خشم . ۴ - سرکشی ، نافرمانی .
فرهنگ فارسی
ستیزه، جنگ وجدال، دشمنی وسرکشی، ناسازگاری
( اسم ) ۱ - جنگ جدال . ۲ - لجاجت ابرام . ۳ - خشم غضب .
( اسم ) ۱ - جنگ جدال . ۲ - لجاجت ابرام . ۳ - خشم غضب .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
آرزم، پیکار، تعارض، تنازع، جدال، جر، جنگ، حرب، خصومت، دعوا، رزم، ستیزه، مجادله، پرخاش، کشاکش، کشمکش، معارضه، منازعه، نبرد ≠ صلح
واژه نامه بختیاریکا
ستیزِه
