سخاوت . [ س َ وَ] (از ع ، اِمص ) سخاوة. جود. بخشش کردن : سخاوت تو ندارد در این جهان دریاسیاست تو ندارد بر آسمان بهرام . عنصری .سخاوت تو و رای بلند و طالع طبعنه منقطع نه مخالف ، نه منکسف ، نه غوی . منوچهری .و سخاوتش چنان بود که بازرگانی را... یک شب شانزده هزار دینار بخشید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 122).حاتم میان ما بسیاست سمرتر است حاتم تویی اگر بسخاوت چو حاتمی . ناصرخسرو.سخاوت پیشه کن تو از کم و بیش ...
فرهنگ عمید
سخی بودن، جود و کرم داشتن، بخشش، کرم، جوانمردی.
فرهنگ معین
(سَ وَ ) [ ع . سخاوة ] (اِمص . ) بخشش .
فرهنگ فارسی
۱ - ( مصدر ) بخشش داشتن کرم داشتن . ۲ - ( اسم ) بخشش کرم .
[ویکی اهل البیت] واژه سخاوت از ریشه سَخا گرفته شده است. وقتی گفته می شود سَخا النارَ به این معنی است که خاکستر آتش را از آتش پاک کنند تا بهتر بسوزد و روشن شود؛ همان طور که آتش اطراف خود را روشن کرده خانه را گرم نگه می دارد سخاوت نیز موجب روشنائی و گرم کردن جامعه و کانون خانواده ها و زمینه سازی برای بهره مندی بینوایان است.جود و سخاوت از هنجارهای اخلاقی است که دین اسلام بسیار بر آن تأکید نموده است.ا...