Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ سحایه

تلفظ بین المللی : /sahˈɑje/ تلفظ :‌ [sah'Aje]
لغت نامه دهخدا
  • سایه
  • سایه 1
  • سایه 2
  • سایه 3
  • سایه 4
  • سایه آمیزی
  • سایه افکن
  • سایه افکندن
  • سایه افکنده
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

سحایة. [ س ِ ی َ ] (ع اِ) دماغ . || پاره ای از ابر. || تراشه و رندیده از هر چیزی . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): سحایة القرطاس ؛ تراشه ٔ کاغذ. (منتهی الارب ). || پیشه ٔ سَحّاء. (اقرب الموارد).

( سحایة ) سحایة. [ س ِ ی َ ] ( ع اِ ) دماغ. || پاره ای از ابر. || تراشه و رندیده از هر چیزی. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): سحایة القرطاس ؛ تراشه کاغذ. ( منتهی ا...

کلمات مرتبط

  • سایه
  • سایه 1
  • سایه 2
  • سایه 3
  • سایه 4
  • سایه آمیزی
  • سایه افکن
  • سایه افکندن
  • سایه افکنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات