سایه . [ ی َ ] (اِخ ) دهی است بمکه . (منتهی الارب ).
سایه . [ ی َ ] (اِخ ) وادیی است میان حرمین . (منتهی الارب ).
تخلص شاعر بزرگ معاصر استاد هوشنگ ابتهاج می باشد
(تلفظ: sāye) (در فیزیک) تاریکی نسبی که به سبب جلوگیری تابش مستقیم نور در سطح یا فضا ایجاد میشود در مقابلِ روشن ؛ (به مجاز) ، توجه ، عنایت ، پناه ، حمایت ؛ (در قدیم) (به مجاز) حشمت و بزرگی .
تکیه ای: sâya
طاری: sâya
طامه ای: sâya
طرقی: sâya
کشه ای: sâya
نطنزی: sâya
نفوذ
پناه، حمایت
توجه، عنایت
وهمی، موهوم
غیرواقعی، صوری
شبح، ظل، نسار، نش
اثر، تاثیر، نتیجه
حشمت، بزرگی، جلال
نقاطتیرهتر (در نقاشی)
۱. شبح، ظل، نسار، نش
۲. پناه، حمایت
۳. توجه، عنایت
۴. اثر، تاثیر، نتیجه
۵. نفوذ
۶. حشمت، بزرگی، جلال
۷. غیرواقعی، صوری
۸. وهمی، موهوم
۹. نقاطتیرهتر (در نقاشی)