Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : سامان کنگرپزان

تلفظ بین المللی : /sˈɑmɑn kˌanaɡrapˈazɑn/ تلفظ :‌ [s'AmAn k,anagRap'azAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • سامان
  • سامان بخشی بیمار
  • سامان خدات
  • سامان دادن
  • سامان سر
  • سامان شدن
  • سامان شناس
  • سامان مند
  • سامان کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

سامان کنگرپزان. [ ک َ گ َ پ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان جهانگیری بخش مسجدسلیمان شهرستان اهواز. واقع در 36 هزارگزی شمال باختری مسجدسلیمان و کنار راه شوسه مسجدسلیمان به لالی. هوای آن گرم و دارای 70 تن سکنه است. آب آنجا از چشمه تأمین میشود و محصول آن غلات ، لبنیات ، شغل اهالی زراعت و گله داری ، صنایع دستی آنان قالیچه بافی است. راه شوسه دارد. این آبادی را خیبر نیز میگویند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایرا...

فرهنگ فارسی

دهی است از دهستان جهانگیری بخش مسجد سلیمان شهرستان اهواز

کلمات مرتبط

  • سامان
  • سامان بخشی بیمار
  • سامان خدات
  • سامان دادن
  • سامان سر
  • سامان شدن
  • سامان شناس
  • سامان مند
  • سامان کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات