معانی کلمه : سالنما
فرهنگ عمید
دفترچه یا ورق کاغذ که در آن حساب روزها و ماه ها را چاپ کنند، تقویم، گاه نامه.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
تقویم
دفترچه یاورق کاغ که در آن حساب روزهاوماههارا، چاپ کنند، تقویم، گاهنامه
( صفت اسم ) جزوه ای که ایام سال را در آن ثبت کنند تقویم .
( صفت اسم ) جزوه ای که ایام سال را در آن ثبت کنند تقویم .
دانشنامه عمومی
تقویم ، گاه شمار ، روزشمار
جملات نمونه
سالنمای رومیزی
desk calendar
سالنمای دیواری، تقویم دیواری
wall calendar
مترادف و متضاد
تقویم، گاهشمار
calendar (اسم)
سالنامه، تقویم، سالنما
