سالنامه. [ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در آن وقایع سال نویسند. تقویم. ( استینگاس ). کتابی که در آن وقایع سال را مینویسند. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
کتابی که در آن خلاصۀ اخبار و آمار یک ساله را بنویسند.
فرهنگ معین
(مِ یا مَ ) (اِمر. ) ۱ - تقویم . ۲ - دفتری که وقایع سال در آن ثبت شود و هر سال منتشر شود. ۳ - سالنما.
فرهنگ فارسی
نشریهی یکساله، وقایق نامهی سال
نشریهای سالانه حاوی شرح وقایع سال گذشته
کتاب خلاصه اخبارو آماریک ساله که در آن بنویسند ۱ - کتابی که در آن وقایع سال را نویسند ۲ - تقویم . یا سالنامه جیبی . سالنامه ای کوچک که بتوان آن را در جیب جا داد . نامه ای که در آن وقایع سال نویسند تقویم
دانشنامه عمومی
سالنامه دفتر یا کتابی است دست نویس یا چاپ شده که در مورد رویدادهای اتفاق افتاده در یک سال اطلاعاتی می دهد. سالنامه ها ممکن است موضوعات مختلفی از جمله اقتصادی، سیاسی، یا اجتماعی را پوشش دهند یا تنها به یک موضوع بپردازند. سالنامه می تواند شامل فهرست مناسبت هایی باشد که بنا به تصمیماتی اتخاذ شده اند تا یاد و خاطرهٔ حوادث، اتفاقات، یا انسان های نام آور را زنده نگه دارند. نوشتن سالنامه می تواند در موار...
مترادف و متضاد
تقویم، سالنما، گاهشمار، نشریه (سالیانه)
almanac (اسم)سالنامه، تقویم نجومی، تقویم سالیانه، نشریهء اطلاعات عمومی، مجموعهyearbook (اسم)سالنامه، گزارشات سالانهcalendar (اسم)سالنامه، تقویم، سالنماannals (اسم)سالنامه، تاریخچه، وقایع سالیانه، اخبار سال، برنامه سالیانهء عشاء ربانی...
فرهنگستان زبان و ادب
{yearbook} [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] نشریه ای سالانه حاوی شرح وقایع سال گذشته