Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : زافه

تلفظ بین المللی : /zˈɑfeː/ تلفظ :‌ [z'Afe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین
  • امین زاده ازاد
  • امین زاده محی الدین
  • رمضان زاده
  • روسپی زاده
  • ریگ زاده
  • زاحفه
  • زاده
  • زاده خوست
  • زاده ٔ تأیید
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معین

لغت نامه دهخدا

زافه. [ ف َ ] ( اِ ) گیاهی باشد شبیه سیر کوهی. ( برهان قاطع ). گیاهی باشد چون سیر کوهی و همچنان بوی ناخوش دارد. ( صحاح الفرس ) ( فرهنگ سروری ) : من یکی زافه بدم خشک و به فرغانه شدم مورد گشتم تر و شد قامت چون نارونا.ابوالعباس ( از فرهنگ سروری ). || خارپشت را گویند و آن جانوری است. ( لغت فرس اسدی ص 502 ) ( برهان قاطع ) ( فرهنگ جهانگیری ). فارسی قنفذ است. ( فهرست مخزن الادویه ) : روی و ریش و گردنش گف...

فرهنگ عمید

خارپشت؛ جوجه‌تیغی.

گیاهی بیابانی شبیه موسیر یا سیر کوهی.

گیاهی بیابانی شبیه موسیر یا سیر کوهی.
خارپشت، جوجه تیغی.

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) خارپشت .

(فِ) (اِ.) گیاهی است شبیه به سیر کوهی که بوی ناخوشی دارد.

(فِ ) (اِ. ) گیاهی است شبیه به سیر کوهی که بوی ناخوشی دارد.
( ~. ) (اِ. ) خارپشت .

کلمات مرتبط

  • امین زاده ازاد
  • امین زاده محی الدین
  • رمضان زاده
  • روسپی زاده
  • ریگ زاده
  • زاحفه
  • زاده
  • زاده خوست
  • زاده ٔ تأیید
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات