کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه زاده-خوست | کلماتور
معانی کلمه : زاده خوست
تلفظ بین المللی :
/zˈɑdeː xˈuːst/
تلفظ :
[z'Ade: x'u:st]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
زیاده خسته کردن
زادخوست
زاده
زاده ٔ تأیید
زاده ٔ تاک
زاده ٔ ثانی
زاده ٔ حرام
زاده ٔ خاطر
زاده ٔ خوریانی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
زاده خوست. [ دَ / دِ خوَ / خ ُ ] ( ص مرکب ) زادخوست باشد که پیر فرتوت و سالخورد است. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). پیر سالخورد. ( شرفنامه منیری ). رجوع به زادخوست ، زادخورد، زادخور و زادخو شود.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - پیر سالخورده فرتوت . ۲ - ضعیف ناتوان .
کلمات مرتبط
زیاده خسته کردن
زادخوست
زاده
زاده ٔ تأیید
زاده ٔ تاک
زاده ٔ ثانی
زاده ٔ حرام
زاده ٔ خاطر
زاده ٔ خوریانی
نظرات