Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریغو

تلفظ بین المللی : /rˈiq1uː/ تلفظ :‌ [R'iq1u:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • غ ریغوریوس
  • دی اُکسی ریبونوکلئیک اسید
  • رغوه البحر
  • رغوه الحجامین
  • ریبونوکلئیک اسید
  • ریخو
  • ریزوم
  • ریزوند
  • ریشو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریغو. ( ص نسبی ) ریخو. ریخن. ( ناظم الاطباء ). ریخ زننده. در تداول عامه ، آنکه از بیماری و ضعف از آلودن خویش خودداری نکند.که خود باز نداند داشت. که بسیار برنشیند. که جامه پلید کند. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به ریخو و ریخن شود. || سخت ضعیف و حقیر. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ عمید

ریخن#NAME?

= ریخن

فرهنگ معین

(ص . ) (عا. ) ۱ - کسی که اسهال دارد و نمی تواند خود را کنترل کند. ۲ - کنایه از: آدم ضعیف .

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه خود را ملوث سازد گه آلود
ریخو ریخن . ریخ زننده . یا سخت و ضعیف و حقیر .

کلمات مرتبط

  • غ ریغوریوس
  • دی اُکسی ریبونوکلئیک اسید
  • رغوه البحر
  • رغوه الحجامین
  • ریبونوکلئیک اسید
  • ریخو
  • ریزوم
  • ریزوند
  • ریشو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات