Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ریخو

تلفظ بین المللی : /rˈixuː/ تلفظ :‌ [R'ixu:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ریخوک ریخونک ریخو
  • لوییس ریخو
  • ریخوک
  • ریخوالد
  • دِگرۀ بیش ریخت
  • دِگرۀ کم ریخت
  • دی اُکسی ریبونوکلئیک اسید
  • دیرگداز ذوبی ـ ریختگی
  • دیرگداز ریختنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ریخو. ( ص نسبی ) ریخن. که بسیار ریخ زند. ریقو. ( یادداشت مؤلف ). آدم و حیوانی که شکمش روان بود و اسهال داشته باشد و نتواند خودداری کند. ( از ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

ریخن . که بسیار ریخ زند

کلمات مرتبط

  • ریخوک ریخونک ریخو
  • لوییس ریخو
  • ریخوک
  • ریخوالد
  • دِگرۀ بیش ریخت
  • دِگرۀ کم ریخت
  • دی اُکسی ریبونوکلئیک اسید
  • دیرگداز ذوبی ـ ریختگی
  • دیرگداز ریختنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات