Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روسپید

تلفظ بین المللی : /rˈuːspid/ تلفظ :‌ [R'u:spid]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • روسپیدی
  • روسفید
  • روسفیدی
  • روسپی
  • روسپی باره
  • روسپی بارگی
  • روسپی خانه
  • روسپی زاده
  • روسپی زن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روسپید. [ س ِ ] ( ص مرکب ) کسی که سرافراز باشد بخوبی کاری که کرده است. روسفید : شبی دارم سیاه از صبح نومیددرین شب روسپیدم کن چو خورشید.نظامی.دو پروانه بینم درین طرفگاه یکی روسپید است و دیگر سیاه.نظامی.تا نفکندند نرست آن امیدتا نشکستند نشد روسپید.نظامی.قدم بتربت عاشق ز ساق سیمین نه که روسپید بروز حساب برخیزد.؟ ( از آنندراج ).|| این لفظ را بر زنان بدکاره بر سبیل طعن اطلاق کنند که : ای روسپید، یعنی ر...

فرهنگ فارسی

کسی که سیر افزار باشد بخوبی کاری که کرده است .

کلمات مرتبط

  • روسپیدی
  • روسفید
  • روسفیدی
  • روسپی
  • روسپی باره
  • روسپی بارگی
  • روسپی خانه
  • روسپی زاده
  • روسپی زن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات