Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روسفید

تلفظ بین المللی : /rusˈefid/ تلفظ :‌ [Rus'efid]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • روسفید کردن
  • روسفیدی
  • روسپید
  • روسپیدی
  • اپونتیا روفیدا
  • روسفلد
  • قنات رودسفید فردوس
  • دیر رسیدن
  • راحت رسیدن
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

روسفید. [ س َ / س ِ ] ( ص مرکب ) روسپید. ممتاز و نامدار و باشرف و برگزیده. ( ناظم الاطباء ). معزز و ممتاز و دولتمند. ( غیاث اللغات ) ( از آنندراج ). || درست کار. ( ناظم الاطباء ).
- روسفید شدن ؛ از عهده کاری خوب برآمدن و سرافراز شدن.
- روسفید کردن ؛ باعث سرافرازی کسی شدن. و رجوع به روسپید شود.

فرهنگ عمید

۱. درستکار، بی گناه.
۲. [مقابلِ روسیاه] سرفراز، موفق.

فرهنگ معین

(س ) (ص مر. ) بی گناه ، صوابکار.

فرهنگ فارسی

ممتاز و نامدار و با شرف و برگزیده

کلمات مرتبط

  • روسفید کردن
  • روسفیدی
  • روسپید
  • روسپیدی
  • اپونتیا روفیدا
  • روسفلد
  • قنات رودسفید فردوس
  • دیر رسیدن
  • راحت رسیدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات