کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : روسفید کردن
تلفظ بین المللی :
/rusˈefid kˈardan/
تلفظ :
[Rus'efid k'aRdan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
روسفید
روسفیدی
روسپید
روسفلد
قنات رودسفید فردوس
رساید
رسید
رسید انبار
رسید تحویل تجهیزات
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
exonerate (فعل)مبرا کردن، تبرئه کردن، روسفید کردنexculpate (فعل)مبرا کردن، تبرئه کردن، روسفید کردن، معذور داشتنacquit (فعل)تبرئه کردن، روسفید کردن، برطرف کردن، ادا کردن، از عهده برامدن، انجام وظیفه کردن، پرداختن و تصفیه کردن، ادای نمودن، برائت کردنassoil (فعل)پاک کردن، بخشیدن، تبرئه کردن، روسفید کردن، ازاد کردن، مغفرت کردن، مرخص کردن، حل کردن، رفع کردن، تقاص پس دادن...
کلمات مرتبط
روسفید
روسفیدی
روسپید
روسفلد
قنات رودسفید فردوس
رساید
رسید
رسید انبار
رسید تحویل تجهیزات
نظرات