Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : روا کردن

تلفظ بین المللی : /ravˈɑ kˈardan/ تلفظ :‌ [Rav'A k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حاجت روا کردن
  • رسوا کردن
  • رضا کردن
  • رها کردن
  • رو باز کردن
  • رو ترش کردن
  • رو سخت کردن
  • رو پنهان کردن
  • رو کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

روا کردن. [ رَ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) برآوردن خواهش کسی.اسعاف. اجابت کردن. اِنجاز. نَجْز. مقضی کردن. استجابت کردن. رجوع به روا داشتن و روا شود : سه حاجت روا کن مرا هم کنون بدان تا نیایم زدینت برون.شمسی ( یوسف و زلیخا ).دنیا بمهر حاجت من می روا کنداز بهر آنکه حاجت دینی روا شدم.ناصرخسرو.پانصد حاجت وی را روا کنم. ( قصص الانبیاء ص 69 ). حق تعالی ما را توانگر گردانیدو گناه ما را ببخشید و حاجت ما را روا ک...

فرهنگ فارسی

بر آوردن خواهش کسی اسعاف اجابت کردن رواج دادن

مترادف و متضاد

permit (فعل)
اجازه دادن، ترخیص کردن، مجاز کردن، روا کردن، ندیده گرفتن

کلمات مرتبط

  • حاجت روا کردن
  • رسوا کردن
  • رضا کردن
  • رها کردن
  • رو باز کردن
  • رو ترش کردن
  • رو سخت کردن
  • رو پنهان کردن
  • رو کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات