معانی کلمه : رو پنهان کردن
لغت نامه دهخدا
رو پنهان کردن. [ پ َ /پ ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) خود را نشان ندادن. مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن. خود را از دیده نهان کردن.
فرهنگ فارسی
خود را نشان ندادن مخفی کردن چهره را و حجاب گرفتن
مترادف و متضاد
abscond (فعل)
فرار کردن، گریختن، روش نشان ندادن، روپنهان کردن، پنهان شدن، غایب شدن، در رفتن
