کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه رهنمونی | کلماتور
معانی کلمه : رهنمونی
تلفظ بین المللی :
/rˌahanmˈuːni/
تلفظ :
[R,ahanm'u:ni]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رهنمونی کردن
رهنمون
رهنمون شدن
رهنمون کردن
راهنمونی
بیمارستان شهید دکتر رهنمون
روان درمانی رهنمودی
راهنمون
رهنمای
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
رهنمونی. [ رَ ن ُ / ن ِ / ن َ مو ] ( حامص مرکب ) عمل و صفت رهنمون. ( ناظم الاطباء ). رهنمایی. راهنمایی. راهنمونی. ارشاد. ( یادداشت مؤلف ). استهداء. ( منتهی الارب ) : چه چاره است و درمان این کار چیست درین رهنمونی مرا یار کیست.فردوسی.کسی را که یزدان فزونی دهدخردمندی و رهنمونی دهد.فردوسی.بدان رهنمونی منت ساختم چو بستیش بردوش من تاختم.اسدی.پیش یونس آمدند به رهنمونی بز. ( مجمل التواریخ و القصص ).مرا ا...
فرهنگ عمید
راهنمایی، رهبری، هدایت: کاغذین جامه به خوناب بشویم که فلک / رهنمونیم به پای علم داد نکرد (حافظ: ۲۹۲ ).
فرهنگ معین
( ~. )(حامص . )۱ - هدایت . ۲ - بدرقه .
فرهنگ فارسی
۱ - هدایت دلالت . ۲ - بدرقه .
عمل و صفت رهنمون . رهنمایی
کلمات مرتبط
رهنمونی کردن
رهنمون
رهنمون شدن
رهنمون کردن
راهنمونی
بیمارستان شهید دکتر رهنمون
روان درمانی رهنمودی
راهنمون
رهنمای
نظرات