معانی کلمه : رسابه
لغت نامه دهخدا
رسابة. [ رُ ب َ ] (ع اِ) هر چیز که درته ظرف و یا نهر و یا رودخانه دُرد کند و رسوب نماید. (ناظم الاطباء). چیزی که ته نشین شود در ته چیزی .
( رسابة ) رسابة. [ رُ ب َ ] ( ع اِ ) هر چیز که درته ظرف و یا نهر و یا رودخانه دُرد کند و رسوب نماید. ( ناظم الاطباء ). چیزی که ته نشین شود در ته چیزی.
فرهنگ فارسی
هر چیز که در ته ظرف و یا نهر و یا رودخانه درد کند و رسوب نماید .
