Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رابه

تلفظ بین المللی : /rˈɑbeː/ تلفظ :‌ [R'Abe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • رابه ویلهلم
  • رابه د لاس کالساداس
  • دَ رابه
  • جان رابه
  • دیوید رابه
  • ماکس رابه
  • ویلهلم رابه
  • دِنای رابط
  • راب
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

رابة. [ ب َ ] (اِخ ) قصبه ای است در جزیره ٔ صقلیه . (معجم البلدان ).

رابة. [ راب ْ ب َ ] (ع اِ) زن پدر. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

رابه . [ راب ْ ب َ ] (اِخ ) قصبه ای است در سودان (نوبه ) در ساحل چپ نیجری و در 125هزارگزی بیده . رجوع به قاموس الاعلام ترکی شود....

فرهنگ معین

(بِّ ) [ ع . رابة ] مادراندر، زن پدر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مادراندر زن پدر .
خرابه ایست در سوریه در ایالت بلقای

دانشنامه عمومی

رابه (شهرستان بیشچاد). رابه (به لهستانی: Rabe) یک روستا در لهستان است که در گمینا چارنا (شهرستان بیشچاد) واقع شده است.فهرست شهرهای لهستانwiki: گمینا بالیگرود واقع شده است. رابه ۳۳۳ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای لهستانwiki: رابه (شهرستان لسکو)...

کلمات مرتبط

  • رابه ویلهلم
  • رابه د لاس کالساداس
  • دَ رابه
  • جان رابه
  • دیوید رابه
  • ماکس رابه
  • ویلهلم رابه
  • دِنای رابط
  • راب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات