ربابة. [ رِ ب َ ] (ع مص ) مالک و رب شدن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ). || نزدیک شدن وقت بچه آوردن . || اقدام به اصلاح و مرتب ساختن چیزی . (از متن اللغة).
ربابة. [ رَ ب َ ] (ع اِ) یکی رَباب . (منتهی الارب ). واحد رباب ، یعنی یک ابر سپید.(ناظم الاطباء) (از متن اللغة). یکی رباب ، یعنی ابری که در پاره ٔ ابر دیگر آویخته بود. (مهذب الاسماء)....
فرهنگ فارسی
یکی رباب . واحد رباب یعنی یک ابر سپید .
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ro(a)bābe) (عربی) (= رباب) ، ← رباب .
اسم: ربابه (دختر) (عربی) (طبیعت) (تلفظ: ro (a) bābe) (فارسی: ربابه) (انگلیسی: robabe) معنی: نام دیگر ساز تنبور، ابر سفید، رباب نام همسر امام حسین ( ع )، رباب، ( عربی ) ( = رباب )، نام سازی است