معانی کلمه : رباب
لغت نامه دهخدا
رباب . [ رُ ] (اِخ ) معشوقه و سپس زن خداش بن حابس تمیمی بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
رباب . [ رُ ] (اِخ ) بنت ابراء. از زنان صحابه و انصار رسول اکرم بود. (از قاموس الاعلام ترکی ).
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی ) از آلات موسیقی شبیه تار که کاسۀ آن کوچک تر و در قدیم دارای دو سیم بوده و آن را با کشیدن کمانه یا آرشه می نواخته اند، رواوه.
۲. [قدیمی] ابر سفید.
۲. [قدیمی] ابر سفید.
فرهنگ معین
(رَ) [ ع . ] (اِ.) ابر، ابرسفید.
(رَ یا رُ) [ ع . ] (اِ.) از آلات موسیقی زهی ، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می شود.
(رَ ) [ ع . ] (اِ. ) ابر، ابرسفید.
(رَ یا رُ ) [ ع . ] (اِ. ) از آلات موسیقی زهی ، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می شود.
(رَ یا رُ ) [ ع . ] (اِ. ) از آلات موسیقی زهی ، مانند طنبور که با دست یا آرشه نواخته می شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
از آلات موسیقی قدیم شبیه تارکه کاسه آن کوچکتراست، ابر، ابرسفید، واحدش ربابه
( اسم ) آلتی موسیقی از ذوات الاوتار که در قدیم آن را با ناخن یا زخمه و سپس با آرشه مینواختند و آن طنبور مانندی بود و دستهای داشت .
پنج قبیله از عرب که یکی شده اند و هم ضبته عدی ثور عکل و تیم و انما سموا بذلک لانهم غمسوا یدیهم فی رب و تحالفو علیه .
( اسم ) آلتی موسیقی از ذوات الاوتار که در قدیم آن را با ناخن یا زخمه و سپس با آرشه مینواختند و آن طنبور مانندی بود و دستهای داشت .
پنج قبیله از عرب که یکی شده اند و هم ضبته عدی ثور عکل و تیم و انما سموا بذلک لانهم غمسوا یدیهم فی رب و تحالفو علیه .
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: ro(a)bāb) (عربی) ابرهای سفید ؛ (در اعلام) نام همسر امام حسین (ع) ؛ (در موسیقی) سازی با کاسهی طنینی و ...
