Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ردادی

تلفظ بین المللی : /radˈɑdi/ تلفظ :‌ [Rad'Adi]
لغت نامه دهخدا
  • رادی
  • رادی ناکه
  • رادی کردن
  • رادیاتور
  • رادیان
  • رادیسل
  • رادیو
  • رادیو ایران
  • رادیو تهران
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ردادی . [ رَدْ دا ] (ص نسبی ) از انتسابهای اجدادی است . (از انساب سمعانی ).

ردادی . [ رَدْ دا ] (حامص ) عمل رداد. جبر و رد عظام . به جای بازبردن اندامهاکه از جای خویش بیرون آید. جا انداختن . شکسته بندی . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رَدّاد و شکسته بندی شود.

ردادی. [ رَدْ دا ] ( حامص ) عمل رداد. جبر و رد عظام. به جای ب...

کلمات مرتبط

  • رادی
  • رادی ناکه
  • رادی کردن
  • رادیاتور
  • رادیان
  • رادیسل
  • رادیو
  • رادیو ایران
  • رادیو تهران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات