معانی کلمه : رادیان
لغت نامه دهخدا
رادیان . (اِخ ) نام قومی است . (آنندراج ).
رادیان. ( اِخ ) نام قومی است. ( آنندراج ).
رادیان. ( فرانسوی ، اِ ) واحد زاویه است و مقدار آن زاویه مرکزی است که قوس آن برابر با شعاع دایره باشد و مقدار آن برحسب درجه پنجاه و هفت درجه و کسری است. ( دیکسیونر فنی شامبر «چمبرز» چاپ انگلیس سال 1945 ذیل کلمه رادیان ).
رادیان. ( فرانسوی ، اِ ) واحد زاویه است و مقدار آن زاویه مرکزی است که قوس آن برابر با شعاع دایره باشد و مقدار آن برحسب درجه پنجاه و هفت درجه و کسری است. ( دیکسیونر فنی شامبر «چمبرز» چاپ انگلیس سال 1945 ذیل کلمه رادیان ).
فرهنگ عمید
واحد اندازه گیری زاویه، معادل ۵۷ درجه و ۳۰ دقیقه.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - ( صفت ) پرتو افکن . ۲ - ( اسم ) نقطهایاز آسمان که بنظر میرسد شهاب ثاقب از آن حرکت میکند .
نام قومی است
نام قومی است
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
اسم: رادیان (پسر) (فارسی) (تلفظ: radian) (فارسی: رادیان) (انگلیسی: radian)
معنی: منسوب به راد
معنی: منسوب به راد
مترادف و متضاد
radian (اسم)
رادیان، زاویه مرکزی قوس دایره، واحد اندازه گیری سطح زاویه دار
