Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رادیسل

تلفظ بین المللی : /rˈɑdisˌal/ تلفظ :‌ [R'Adis,al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رادیسلبن
  • رادیولوژی
  • رادیولوژیست
  • رادیولگ
  • رادیسون پیر اسپری
  • رادیولژی
  • رادیولژیست
  • ایستگاه رایسلیپ جنوبی
  • ایستگاه رایسلیپ غربی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رادیسل. [ س ِ ] ( فرانسوی ، اِ ) در اصطلاح گیاه شناسی ریشه فرعی گیاه. به این توضیح که از ریشه اصلی پس از مدتی ریشه های دیگری بنام ریشه فرعی یا رادیسل خارج میگردد که خود آنها نیز بنوبه خود منشعب میشوند و ریشه های فرعی بوجود می آورند.

فرهنگ فارسی

کلم. فرانسه در اصطلاح گیاهشناسی ریش. فرعی گیاه .

کلمات مرتبط

  • رادیسلبن
  • رادیولوژی
  • رادیولوژیست
  • رادیولگ
  • رادیسون پیر اسپری
  • رادیولژی
  • رادیولژیست
  • ایستگاه رایسلیپ جنوبی
  • ایستگاه رایسلیپ غربی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات