کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : رخت گذاشتن
تلفظ بین المللی :
/rˈaxt ɡˈozɑʃtˌan/
تلفظ :
[R'axt g'ozASt,an]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
رفت گذشت
رخت
رَخت
رخت افشاندن
رخت افکندن
رخت انداختن
رخت اویز
رخت براراستن
رخت بران
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
رخت گذاشتن. [ رَ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) قرار دادن رخت. نهادن رخت. || مردن. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
یا بگذاشتن قرار دادن رخت یا مردن
کلمات مرتبط
رفت گذشت
رخت
رَخت
رخت افشاندن
رخت افکندن
رخت انداختن
رخت اویز
رخت براراستن
رخت بران
نظرات