Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رخت انداختن

تلفظ بین المللی : /rˈaxt andˈɑxtan/ تلفظ :‌ [R'axt and'Axtan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • رفت انجا که عرب نی انداخت
  • رخت
  • رَخت
  • رخت افشاندن
  • رخت افکندن
  • رخت اویز
  • رخت براراستن
  • رخت بران
  • رخت بربستن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رخت انداختن. [ رَ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) یا رخت انداختن در جایی. کنایه از اقامت کردن. از حرکت بازایستادن و ماندن. توقف کردن در جایی :
گفتی از آن حجره که پرداختند
رخت عدم در عدم انداختند.
نظامی.
سپه را یکی بانگ برداشت سخت
که دیگر مران خر بینداز رخت.
( بوستان ).

فرهنگ معین

( ~. اَ تَ ) (مص ل . ) اقامت کردن ، فرود آمدن .

فرهنگ فارسی

کنایه از اقامت کردن از حرکت باز ایستادن و ماندن .

کلمات مرتبط

  • رفت انجا که عرب نی انداخت
  • رخت
  • رَخت
  • رخت افشاندن
  • رخت افکندن
  • رخت اویز
  • رخت براراستن
  • رخت بران
  • رخت بربستن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات