معانی کلمه : رخت برده
لغت نامه دهخدا
رخت برده. [ رَ ب ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) غارت شده. که کالا و اثاثش به تاراج رفته :
دلش رفته فراز و تخت مرده
پی دل می دوید آن رخت برده.
دلش رفته فراز و تخت مرده
پی دل می دوید آن رخت برده.
فرهنگ فارسی
غارت شده کالا و اساس بتاراج رفته
