Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ربقه

تلفظ بین المللی : /rˈabq1eː/ تلفظ :‌ [R'abq1e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • دیه رقه
  • رباه
  • ربذه
  • ربشه
  • ربعه
  • ربق
  • ربه
  • ربه الدار
  • ربه النوع
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ربقة.[ رِ ق َ ] (ع مص ) گشادن و دور کردن از کسی رنج و شدت . (آنندراج ) (از ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ): حل ربقته ؛ غم وی را بگشود و ببرد. (از اقرب الموارد).

ربقة. [ رِ ق َ ] (ع اِ) رَبْقة هر گوشه و عروه ای از ربق . ج ، رِباق ، رِبَق . جج ، اَرباق . (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). یک گوشه از ربق . ج ، رباق ، ربق ، ارباق . (از منتهی الارب ) (آنندراج )....

فرهنگ عمید

۱. حلقۀ طناب، گره ریسمان.
۲. رشتۀ گره دار.
۳. حلقۀ رسن که بر گردن ستور می بندند.

فرهنگ معین

(رِ قِ ) [ ع . ربقة ] (اِ. ) حلقه ، حلقة طناب .

فرهنگ فارسی

حلقه طناب، گره ریسمان، رشته گره دار، رباق
( اسم ) ۱ - حلقه ( از طناب و مانند آن ) . ۲ - بند رشته رشته گره دار . ۳ - بند گردن . یا ربقه اطاعت بند فرمانبرداری .
ماخوذ از تازی فرمان و حکم

کلمات مرتبط

  • دیه رقه
  • رباه
  • ربذه
  • ربشه
  • ربعه
  • ربق
  • ربه
  • ربه الدار
  • ربه النوع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات