معانی کلمه : ربعه
لغت نامه دهخدا
ربعة. [ رَ ب َ ع َ ] (ع مص ) سخت رفتن و سخت دویدن شتر. (ناظم الاطباء) (از آنندراج ) (منتهی الارب ).
ربعة. [ رُ ع َ ] (ع اِ) باران شدید و پی درپی و انبوه .(از لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی کتابخانه ٔ مؤلف ).
فرهنگ فارسی
خراب شدن و افتادن سقف و دیوار جدید و هر چه تازه بر روی هم انبار کرده باشند ناگاه .
