Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راقص

تلفظ بین المللی : /rˈɑq1es/ تلفظ :‌ [R'Aq1es]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • راصد
  • راصدین
  • راق
  • راق براق
  • راق راق
  • راقب
  • راقد
  • راقع
  • راقم
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راقص . [ ق ِ ] (ع ص ) رقص کننده . (اقرب الموارد) (آنندراج ) (غیاث اللغات ) (از منتهی الارب ). رقصنده . (ناظم الاطباء).

راقص . [ ق ِ ] (اِخ ) ستاره ای است . (از اقرب الموارد). نام ستاره ای است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است .(آنندراج ) (غیاث اللغات ). رافض ، در اصطلاح فلک صورتی که آن را «جاثی علی رکبیة» نیز نامند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به جاثی علی رکبی...

فرهنگ عمید

رقص کننده.

فرهنگ فارسی

ستاره ای است . نام ستاره است که در دهان اژدهای جنگ واقع شده است .

کلمات مرتبط

  • راصد
  • راصدین
  • راق
  • راق براق
  • راق راق
  • راقب
  • راقد
  • راقع
  • راقم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات