Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راقد

تلفظ بین المللی : /rˈɑq1ed/ تلفظ :‌ [R'Aq1ed]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • حسین الراقد
  • دیده ور راداری
  • رابد
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
  • راد اگز
  • راد دست
  • راد شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

راقد. [ ق ِ ]( ع ص ) خوابنده. ج ، رُقود و رُقَّد. ( از متن اللغة ) ( از اقرب الموارد ) ( از المنجد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). خوابیده. ( ناظم الاطباء ). خفته. نائم :
یا راقد اللیل مسروراً باوّله
اِن الحوادث قد یطرقن اسحاراً.
( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 224 ).

فرهنگ معین

(قِ ) [ ع . ] (ص فا. ) خوابنده ، خوابیده .

فرهنگ فارسی

( اسم ) خفته خوابیده خسبیده غنوده .

کلمات مرتبط

  • حسین الراقد
  • دیده ور راداری
  • رابد
  • راد
  • راد الروز
  • راد امانت
  • راد اگز
  • راد دست
  • راد شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات