کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ذو عدوان
تلفظ بین المللی :
/zˈuː ʔˈodvɑn/
تلفظ :
[z'u: ?'odvAn]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذوعدوان
ذوبدوان
ذو
ذو ارام
ذو اصابع
ذو الابارق
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذوعدوان. [ ع َ دَ] ( ع ص مرکب ) ذئب ذوعدوان ؛ گرگ که بر مردم دود و حمله آرد. و در مثل است : السلطان ذوعدوان و ذوبدوان.
فرهنگ فارسی
ذئب ذو عدوان گرگ که بر مردم دود و حمله آرد .
کلمات مرتبط
ذوعدوان
ذوبدوان
ذو
ذو ارام
ذو اصابع
ذو الابارق
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
نظرات