Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذو ارام

تلفظ بین المللی : /zˈuː ˈaːrˈɑm/ تلفظ :‌ [z'u: 'a:R'Am]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذوآرام
  • ذواراش
  • ذواراط
  • ذواراطی
  • ذوایام
  • ذو
  • ذو اصابع
  • ذو الابارق
  • ذو الابرق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( ذوآرام ) ذوآرام. ( اِخ ) صاحب تاج العروس گوید: حزم ، به آرام ، جمعتها عاد علی عهدها. قاله ابومحمد الغندجانی فی شرح قول جامعبن مرقیة :
ارقت بذی آرام و هنا و عادنی
عدادالهوی بین العناب و خنثل.
و صاحب منتهی الارب گوید: ذوآرام ؛ جائی که در آن اعلام جمع کرده عاد است.

فرهنگ فارسی

( ذو آرام ) صاحب تاج العروس گوید . حزم به آرام .

کلمات مرتبط

  • ذوآرام
  • ذواراش
  • ذواراط
  • ذواراطی
  • ذوایام
  • ذو
  • ذو اصابع
  • ذو الابارق
  • ذو الابرق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات