معانی کلمه : ذو
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(اِ. ) [ ع . ] صاحب ، دارنده . در عربی در حالت رفع «ذو» و در حالت جر «ذی » و در حالت نصب «ذا» می گویند.
فرهنگ فارسی
صاحب، دارا، مالک
( از اسمائ سته ) صاحب خداوند دارا مالک : ذوفنون ذو الریاستین . توضیح : در عربی ذو در حالت رفعی استعمال شود ولی در فارسی این قاعده را مراعات نکنند .
( از اسمائ سته ) صاحب خداوند دارا مالک : ذوفنون ذو الریاستین . توضیح : در عربی ذو در حالت رفعی استعمال شود ولی در فارسی این قاعده را مراعات نکنند .
