کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ذو حساس
تلفظ بین المللی :
/zˈuː hˈassɑs/
تلفظ :
[z'u: h'assAs]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذوحساس
ذوحسا
ذوحساء
ذوحماس
ذو
ذو ارام
ذو اصابع
ذو الابارق
ذو الابرق
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذوحساس. [ ح ُ ] ( ع ص مرکب ) رجل ذوحساس ؛ ردی الخلق.
فرهنگ فارسی
رجل ذو حساس ردی الخلق .
کلمات مرتبط
ذوحساس
ذوحسا
ذوحساء
ذوحماس
ذو
ذو ارام
ذو اصابع
ذو الابارق
ذو الابرق
نظرات