دیوث. [ دَی ْ یو ] ( ع ص ) قواد. دیبوب. آنکه مردان را بر زن خود وارد کند. آنکه درباره زن خود حسادت و غیرت نداشته باشد. این واژه از زبان سریانی است و معرب شده است. ( از تاج العروس ). کسی که درباره زن خود غیرت نداشته باشد. پزوند.دراره و دنگل. ( ناظم الاطباء ). قرطبان. کلتبان. قندع. ( منتهی الارب ). مرد بی غیرت. ( مقدمه لغت میرسید شریف جرجانی ). قواد. ( قاموس فیروزآبادی ). بی غیرت و بی حمیت و در رسال...
فرهنگ عمید
مرد بیغیرت، مردی که دربارۀ زن خود غیرت و تعصب نداشته باشد.
فرهنگ معین
(دَ یّ ) [ ع . ] (ص . ) بی غیرت .
فرهنگ فارسی
مردبی غیرت، مردی که درباره زن خودتعصب ندارد ( صفت ) مرد بی غیرت درباره زن خویش بیرشک .
نقل قول
دَیّوث به مردی گفته می شود که همسرش زنای محصنه می کند و او در اینباره غیرت و حسادتی ندارد. دیوث همچنین به معنیِ کسی است که زنِ خود را برای رابطهٔ جنسی به دیگران می دهد؛ در فقهِ اسلامی به این کردار، دیاثت گفته می شود.• «هر مردی که همسرش آرایش کند و از منزل با حالت آرایش کرده خارج شود دیوث است، و هر کس او را دیوث بنامد گناه نکرده است و چنانچه زنی با چهرهٔ آرایش کرده و عطر زنان از منزلش خارج شود، و ش...