Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیوثی

تلفظ بین المللی : /dajjˈusi/ تلفظ :‌ [dajj'usi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • دیوئی
  • دیوث
  • دیوری
  • دیوریت
  • دیوزی
  • دیوزیت
  • دیوسیرت
  • دیوسیما
  • دیونیسوس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیوثی. [ دَی ْ یو ] ( حامص )حالت و عمل دیوث. بی غیرتی درباره زن خویش و حریف دادن وی. ( ناظم الاطباء ). قرمساقی. قیادت. زن بمزدی.

فرهنگ فارسی

( صفت ) بی غیرتی بیرشکی .

مترادف و متضاد

بی‌رشکی، بی‌غیرتی، جاکشی، زن‌بمزدی، قرمساقی، قوادی ≠ غیرتمندی


کلمات مرتبط

  • دیوئی
  • دیوث
  • دیوری
  • دیوریت
  • دیوزی
  • دیوزیت
  • دیوسیرت
  • دیوسیما
  • دیونیسوس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات