معانی کلمه : دیوانه بازی
لغت نامه دهخدا
دیوانه بازی. [ دی ن َ / ن ِ ] ( حامص مرکب ) کارهای ابلهانه و حماقت آمیز. اعمال دور از خرد.
- دیوانه بازی درآوردن ؛ کارهای ابلهانه و بیخردانه انجام دادن.
- دیوانه بازی درآوردن ؛ کارهای ابلهانه و بیخردانه انجام دادن.
فرهنگ فارسی
کارهای ابلهانه و حماقت آمیز .
