Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیوانه

تلفظ بین المللی : /divˈɑneː/ تلفظ :‌ [div'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دیوانه بازی
  • دیوانه خوی
  • دیوانه رنگ
  • دیوانه رو
  • دیوانه سار
  • دیوانه ستان
  • دیوانه سگ
  • دیوانه شدن
  • دیوانه صفت
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش اصفهانیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دیوانه . [ دی ن ِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بخش شیب آب شهرستان زابل با 120 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 8).

دیوانه . [ دی ن ِ ] (اِ) نام نقدینه ای مسین متداول در عهد عثمانی معادل پنج پاره برابر نیم قروش که در فلسطین و اردن در قدیم رایج بوده است . (النقودالعربیة ص ...

فرهنگ عمید

۱. کسی که عقلش زایل شده باشد، بی عقل، مجنون.
۲. [مجاز] بی خِرد.
۳. هار: سگ دیوانه.

فرهنگ معین

(نِ یا نَ ) ۱ - (ص مر. ) همچون دیو، مانند دیوان . ۲ - بی عقل ، بی خرد، مجنون . ،~ء کسی بودن کنایه از: عاشق و بی قرار بودن کسی .

فرهنگ فارسی

بی خرد، بی عقل، مجنون، کسی که عقلش زایل شده باشد
۱ - ( صفت ) همچون دیو مانند دیوان . ۲ - بی عقل بی خرد مجنون . یا دیوانه کسی بودن عاشق و بیقرار وی بودن .
نام نقدینه ای مسین متداول در عهد عثمانی .

دانشنامه عمومی

دیوانه در مقابل عاقل به کسی گفته می شود که نمی تواند به درستی از عقل استفاده کند؛ و نمی تواند از قوه ادراکه خویش به نحو احسن استفاده نماید. روان پریشی ها در اصطلاح عامه دیوانگی و در اصطلاح فقهی و حقوقی جزو انواع جنون خوانده می شوند.از نظر ریشه شناسی واژگان، دیوانه یعنی دیوگونه یا بسان دیو. از آن جایی که در افسانه های ایرانی، دیو نماد نادرستی، زشتی و پلیدی و وارونه کاری است؛ دیوانه هم کسی است که کا...

نقل قول

دیوانه (فیلم ۱۹۸۷). خل یا دیوانه (به انگلیسی: Nuts) یک فیلم درام آمریکایی به کارگردانی مارتین ریت محصول سال ۱۹۸۷ است.
•
wikiquote: دیوانه_(فیلم_۱۹۸۷)

گویش اصفهانی

تکیه ای: divuna
طاری: divuna
طامه ای: divuna
طرقی: divâna
کشه ای: divâna
نطنزی: divuna

مترادف و متضاد

مصروع، هار

مجنون ≠ عاقل

خل، کم‌عقل، مخبط

شیدا، شیفته، واله

۱. مجنون
۲. شیدا، شیفته، واله
۳. خل، کمعقل، مخبط
۴. مصروع، هار ≠ عاقل

madcap (اسم)دیوانه، بچه شیطان، ادم بی پروا و وحشیberserker (اسم)دیوانهberserk (اسم)دیوانهbedlam (اسم)تیمارستان، دیوانهloco (اسم)دیوانه، گون کتیرا، نوعی گل زبان در قفاcrazy (صفت)مجنون، دیوانه، شوریده، شکاف دارgaga (صفت)شیفته...

واژه نامه بختیاریکا

اَو به سَر؛ او به گُند؛ بَمبُلی؛ بَند به گُند؛ پِند به گُند؛ جِندین؛ سر کور؛ سار؛ دَم هوس؛؛ پَنگِه ای؛ پَنگه به کند؛ سروشی؛ تُلُهی؛ سه پا به کُِه؛ کَله بنگی؛ کُهی؛ لَک لیوِه؛ لیوِه؛ هات؛ هار کلو؛ هوش نبجا
دَم هوس

کلمات مرتبط

  • دیوانه بازی
  • دیوانه خوی
  • دیوانه رنگ
  • دیوانه رو
  • دیوانه سار
  • دیوانه ستان
  • دیوانه سگ
  • دیوانه شدن
  • دیوانه صفت
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات