معانی کلمه : دیمان
دانشنامه آزاد فارسی
دیمان (demesne)
در نظام فئودالی اروپای قرون وسطا، قطعه زمینی که خاوند، به جای آن که اجاره اش دهد، آن را در تملک داشت و ویلنها برای تأمین زندگی خانوادۀ او بر روی آن کار می کردند.
در نظام فئودالی اروپای قرون وسطا، قطعه زمینی که خاوند، به جای آن که اجاره اش دهد، آن را در تملک داشت و ویلنها برای تأمین زندگی خانوادۀ او بر روی آن کار می کردند.
wikijoo: دیمان
