دهستان . [ دِ هَِ ] (اِخ ) نام یکی از قصبات تابع بادغیس . (نزهةالقلوب چ دبیرسیاقی ص 188).
دهستان . [ دِ هَِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان دراگاه بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس . واقع در 69هزارگزی شمال باختری حاجی آباد. سکنه ٔ آن 696 تن . آب آن از قنات تأمین می شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8)....
فرهنگ عمید
چند ده نزدیک به هم که جزء یک بخش باشد، قسمتی از بخش، بخش نیز قسمت کوچکی از شهر و شامل چند دهستان است.
فرهنگ معین
(دِ هِ ) (اِمر. ) مجموعة چند ده نزدیک به هم .
دانشنامه آزاد فارسی
دِهِسْتانولایتی حاصل خیز و آباد در شمال مسیر سفلای رودخانۀ اترک بین خوارزم و گرگان. بخش جنوبی آن از رودخانۀ اترک سیراب می شد. این ناحیه مرکب از چند شهر و دَه ها روستا، و شهر آخور کرسی آن بود و شهر رباط در شرق آن و بر سر راه خوارزم قرار داشت. به نوشتۀ مقدسی، روستاهای ۲۴گانه دهستان از پرجمعیت ترین آبادی های ناحیۀ گرگان بوده است. باغداری و صید ماهی از مشاغل مردم دهستان بود. ولایت دهستان از پیش از اسل...
فرهنگ فارسی
ناحیه ای بود در قدیم متصل بگرگان ( استر آباد ) و در شمال گنبد قابوس و بر ساحل شمالی رود اترک مشتمل بر ۲۴ قریه . چندده بهم نزدیک ازیک بخش، بخش کوچکی ازشهر ( اسم ) مجموعه چند ده نزدیک بهم توضیح : امروزه دهستان قسمتی از بخش محسوب میگردد .
دانشنامه عمومی
دِهِستان زیرمجموعه ای از بخش و کوچک ترین واحد تقسیمات کشوری در ایران است. واحدهای بزرگ تر از بخش به ترتیب عبارتند از شهرستان و استان.دهستان شامل گروهی از روستاهای نزدیک می شود که از نظر اجتماعی، فرهنگی یا اقتصادی به یکدیگر وابستگی داشته باشند. بزرگ ترین یا مهم ترین روستای این مجموعه به عنوان مرکز دهستان انتخاب می شود.نماینده دولت در دهستان دِهدار خوانده می شود. ساختمان و سازمان اداری محل فعالیت ده...