دیده گاه. [ دی دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) ( از: دیده + گاه ، پسوند مکان ) دیده گاه. ( جهانگیری ). دیدگه.جای نشستن دیده بان باشد. ( برهان ) ( انجمن آرا ). جائی که دیدبان نشیند. ( شرفنامه منیری ). جای نشستن دیده بان است و میتواند که اینجا لفظ دید بدون «ها» بود. ( آنندراج ). رصدگاه. مرصاد. مرقبة. مرصد : پدید آمد از دور گرد سپاه غودیده بان آمد از دیده گاه.فردوسی.خروشی بلند آمد از دیده گاه بگودرز کای پهلوان...
فرهنگ عمید
دیدگاه#NAME?
= دیدگاه
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - محلی که دیده بان از آنجا مراقبت و نگاهبانی میکند . ۲ - منظره چشم انداز . دیدگاه .دیده گه .