معانی کلمه : دیدگاه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. جای نشستن یا ایستادن دیدبان، جای بلند که از بالای آن دیدبانی کنند.
۲. چشم انداز، منظره.
۲. چشم انداز، منظره.
فرهنگ معین
(اِمر. ) ۱ - جای پاسبانی دیدبان . ۲ - منظره ، چشم انداز.
فرهنگ فارسی
دیدگاهی که از رهگذر آن رویداد ارائه میشود
( اسم ) ۱ - جای پاسبانی دیدبان . ۲ - منظره چشم انداز .
مترادف و متضاد
چشمانداز، فراچشم، مطمح، منظر، نظرگاه
واژه نامه بختیاریکا
دِیَه
فرهنگستان زبان و ادب
{point of view, POV , standpoint} [سینما و تلویزیون] دیدگاهی که از رهگذر آن رویداد ارائه می شود
